نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۳:۳٥ ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند --- آلبرت انیشتین
امتحان مسخره ترین کار دنیاست ---- جرج برنارد شاو
امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ---- کی اس الیت
امتحان بخشی از زندگی است ،نه زندگی امتحانست --- پائولو کویئلو
امتحان در صورت عدم حذف پزشکی ، اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است ---- کامی نیک صالحی
چی گفتید امتحان؟ اصلا معنی اش را نمی دانم ---- جرج اورول
امتحان فقط یه بازیه ... یه بازیه مسخره ---- از دیالوگهای فیلم نیش
هر کس را میخواهی از خودت متنفر کنی ،امتحانش کن ---- یک ضرب المثل برمه ای
توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت . هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ،دیدم یک جای کار اشتباه بود ----- ارنست همینگوی (موافقم 100%)

نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۸:٥۸ ق.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۸:٤٧ ق.ظ روز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
Persian Word in English Language
bazaar from Persian بازار bāzār (="market"), from Middle-Persian bahâ-zâr ("The Place of Prices")
caravan from kārawān =("to go")کاروان
caviar from khāviār(خاویار)
dervish from Darvish(درویش)
jackal from Persian shaghāl, Any of several doglike mammals of the genus Canis of Africa and southern Asia that are mainly foragers feeding on plants, small animals, and occasionally carrion (شغال)
jasmine from yasmin, the name of a climbing plant with fragrant flowers (یاسمین)
jungle from jangal (forest) (جنگل)
khaki from khaki (="made from soil", "dusty" or "of the colour of soil"), from khak (= "soil") (خاکی)
lemon possibly from Persian limoo, also possibly from Urdu, Arabic, and Turkish (لیمو)
Mogul from mughul (="Mongolian(مغول)
Paradise from Greekparadeisos (=enclosed park"), from Median/Proto-Kurdish pairidaeza (="enclosure, park"), from pairi (="around") + diz (="mold, form"). The word is still used in Kurdish, and is pronounced Pardês. (پردیس)
pistachio from Latin pistācium, from Greek πιστάκιον, from Persian pistah (پسته)
roxana from Persian: روشنک
Roshanak, meaning "little star" its variants in English are meaning "dawn." Variants include, Roxane and Roxanne. Diminutives are Roxie and Roxy.Rokh-sána meaning "beautiful"
Saffron Zaferoon (زعفران)
Shah from shāh, from Old Persian χšāyaþiya (="king"), from an Old Persian verb meaning "to rule" Spinach from French espinache, from Arabic isfānākh, from Persian from isfānāj, ispānāk, or aspanākh (اسفناج)
Sugar Possibly from Persian Shekar (شکر)
Sumac possibly from Persian Somagh (سماق)

typhoon طوفان
from Persian Tufân or Greek Typhon; also affected
by Cantonese taai-fung
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٧:٥۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﮔﻔﺖ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻩ؟
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ. . . :ﻧﻪ!
. . . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪﻩ ؟ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ. . . :ﻧﻪ!
. . . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ. . . :ﻧﻪ!
. . . ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﭘﺲ ﺧﺪﺍ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ!!!!
یکی ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﮐﺴﯽ ﻋﻘﻞ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ؟
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ. . : ﻧﻪ! .. ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮔﻔﺖ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﻋﻘﻞ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪﻩ ؟
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ. . :ﻧﻪ!
. . ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮔﻔﺖ ﮐﺴﯽ ﻋﻘﻞ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩﻩ ؟
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ. . :ﻧﻪ! . .
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﮔﻔﺖ ﭘﺲ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻋﻘﻞ ﻧﺪﺍﺭه

نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٧:٤۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱
بالاخره دکتر وارد شد ، با نگاهی خسته ، ناراحت و جدی .
دکتر در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود
گفت :"متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم ,
تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه ."
"این عمل ، کاملا در مرحله أزمایش ، ریسکی و خطرناکه
ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره,
بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین ."
اعضا خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردن ,
بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :" خب , قیمت یه مغز چنده؟";
دکتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یک مرد و 200$ برای مغز یک زن ."
موقعیت نا جوری بود , أقایون داخل اتاق سعی می کردن نخندند و نگاهشون با خانمهای داخل اتاق تلاقی نکنه , بعضی ها هم با خودشون پوز خند می زدند !
بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که :
"چرا مغز آقایون گرونتره ؟ "
دکتر با معصومیت بچگانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که :
" این قیمت استاندارد مغز ه !
ولی مغز خانمها چون استفاده میشه، خب دست دومه وطبیعتا ارزونتر

نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٢:٥٩ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۸:۱٦ ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
همگی سلام...
اومدم خداحافظی کنم به علت فرارسیدن نوروز و مشغله های فراوان و سفرهای داخلی و خارجی
تا بعد از 13 بدر نیستم...
بابای
پیشاپیش نوروز مبارک...
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۳:۱٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱٢:٤٥ ب.ظ روز جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٢:٠٠ ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠
با عرض سلام و ادب خدمت شما حضار گرامی در وبلاگ بنده...
خوش اومدید صفا آوردید.چی؟چه عجب از دانشگاه نوشتم؟خب دیگه یه مدت همه چی آروم بود من چقدر خوش بخت بودم:)این بود که ننوشتم!
الانم همه چی آرومه تازه اتفاقای جدید هم افتاده مثلا اینکه بچه ها یاد گرفتن به هم سلام میکنن!!!!!!!!(ناگفته نماند زینب خیلی در این زمینه فعال بود و تلاش کرد:D-روحش شاد:) اونایی که بی خود و بی جهت چش غره میومدن درست (آدم) شدن;)تازه جالب تر از اون قراره باهم برن شهمیرزاد(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نهایت تعجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
حالا اگه رفتن... نمیدونم والا ببینیم و تعریف کنیم...

بچه ها این ترم خیلی زرنگ شدن!!!!همچین گازشو گرفتن تو عملیات واحد برداری:) که آدم تو این همه همت و اراده میمونه!
حالا بماند که هستن کسایی که مثل من طبق چارت پیش میرن.این ترم گفتم زرنگ بازی دربیارم عمومی فارسی 3 واحدی بردارم که هم فاصله بین کلاسهای 3شنبه ام پر بشه و علاف نشم هم اینکه که با ترم یکی های رشته خودمم هم کلاس میشدم که بر جذابیت کلاس می افزایید:D اما خدا هم نامردی نکردو از دماغم درآورد کلاس 3 شنبه که به 1شنبه (روز بی کاری) منتقل شد به کنار از شانس کپک برخورد پیدا کرده با کلاس آموزشگاه!!!!(اینو تازه فهمیدم)خب حالا چی کار کنم؟:(( فکر کنم هر جلسه باید 45 دقیقه زودتر از کلاس بزنم بیرون ولی کی قراره با استاد محترمه:)) سر و کله بزنه خدا داند...ولش کن خودم یه کاریش میکنم یه تحقیق اضافه بر سازمان برای شادی دل استاد افتادم دیگه:)
گفتم بچه های ترم یکی رشته خودم...اگه بدونین چقدر بچه های جالبین!!!!!!! یعنی از همون هفته اول که اومدن و دیدمشون تفاوت های محسوسشون با کلاس خودم جلب توجه میکرد...چیزی که بینشون نبود و بینمون هست غرور بود...کسب توفیقات روز افزون را برایشان خواهانم:)
اینا رو ولش کنین اگه بدونین این ترم چقدر درسا زیاد شده!! اوووووووووف! منم در زمینه تکالیف منزل:) تنبـــــل(حالا نیست در بقیه مسائل زرنگم:D) ولی نه به قول شاعر که میگه تو میتـــونی!
راستی مسابقات قرآن مرحله دانشگاهیش برگزار شد!خیلی سخت بود به نسبت!!! منم تمرین نکرده بودم! به قول یه بنده خدایی که حالا اگه آکادمی موسیقی و آواز شرکت می کردی موفق تر بودی!!!:) البته اینم بگم همه خواننده ها اولش قاری قرآن بودن!!بدون استثناءمثلا اصفهانی یا خواجه امیری!حتی معین و لیلا!
مرضی جون(دوستم) هم این ترم اراده کرده که توپ درس بخونه!!!!!باور کنین راس میگم:)حالا ببینین...هنوز مونده تا مرضی رو بشناسین یه قابلیت هایی داره که نگو و نپرس!هرکاری که تو نمیتونی انجام بدی رو اون میتونه شک نکن!
بچه های دانشگاه هم که فعلا برخلاف ترم پیش ترم آرومی رو شروع کردن و همه راضین:)
فعلا چیزی یادم نمیاد بعدا اگه چیزی شد تعریف میکنم...بابای
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱۱:٤٤ ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم
نخست : هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد.
دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید.
سوم :آنگاه که میان آسانی و دشواری ، مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم : آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد.
پنجم : آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست.
ششم :آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود.
هفتم : آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.
جبران خلیل جبران
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۸:٤۳ ق.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱:٤٤ ب.ظ روز جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠
وقتی اوریجینال به دنیا اومدی حیفه کپی از دنیا بری....
پس خودت باش....

نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱:٢۳ ق.ظ روز سهشنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠
در طول ترم
سه روز مانده به امتحان
دو روز مانده به امتحان
شب امتحان
یک ساعت مانده به امتحان
سر جلسه امتحان
هنگام خروج از جلسه
یک هفته بعد از امتحان
اینم از تصمیم همیشگی درس خوندن از ترم آینده
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٦:۳٤ ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠

نمی دانــم
چــ ـرا بیــ ـن ایــ ـن همــ ـه آدم
پــ ـیــ ـله کــرده امــ

بــ ـه تــ ـو
شــ ـاید فــ ـقط با تــ ـو
پــ ـروانــ ـه می شــ ـوم . . .!
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱٢:۱٠ ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد

سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
تــــسلیـــــت!
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٩:۱٩ ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ۱:٠٥ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
نویسنده :
مریم زیاری - ساعت ٩:٤٧ ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠


هموطن دیگری در دنیا باعث افتخار نام ایرانی شد. اصغر فرهادی کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین ، جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن گلاب را از آن خود کرد. این اولین بار بود که نام کشور ایران در سالن هتل هیلتون لس آنجلس ، طنین انداز شد. کسی که جایزه را به دست کارگردان پر افتخار سینمای ایران داد ، مدونا ستارهی مشهور موسیقی پاپ بود.
در بخش گلدن گلوب فیلم خارجیزبان، «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی از ایران، فیلم آمریکایی و بوسنیاییزبان «در سرزمین خون و عسل» به کارگردانی آنجلینا جولی بازیگر آمریکایی، «گلهای جنگ» ساخته ژانگ ییمو کارگردان چینی، «پسری با دوچرخه» ژان پییر و لوک داردن تولید مشترک بلژیک، فرانسه و ایتالیا و فیلم اسپانیایی «پوستی که در آن زندگی میکنم» ساخته پدرو آلمودوار نامزد دریافت جایزه بودند.




← صفحه بعد